﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>به این میگن .../salemandish.com</title>
    <description>beinmigan's description</description>
    <link>http://beinmigan.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>منصورهمایونی نژاد</managingEditor>
    <lastBuildDate>Mon, 13 Jun 2011 02:34:19 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>به این میگن .... (شما بگین چی میگن)!!!!!!</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;وقتی متن نامه رو خوندم به خودم گفتم:&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اگه فیلم نامه های ما پرمحتوی تر بود آیا واقعا در جامعه مون رفتارهای بالغانه بیشتر می دیدیم یا ...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;و بعد برای این دو عزیز نوشتم:&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سلام و درود به دو دوست هنرمند (دو هموطن) عزیز کشورمون آقایان حامد بهداد و فریبزرعرب نیا :-)&lt;br /&gt;بمنظور رشد شخصی و خانوادگی تون، افزایش محبوبیت اجتماعی و ارتقاء فرهنگ مردم، باعث رشدهم میشید یا تخریب هم؟&lt;br /&gt;مدیریت افکار و احساسات به آدم کمک می کنه که بجای مبارزه بتونیم باهم مذاکره کنیم و&lt;br /&gt;بجای گفتن :&lt;br /&gt;جنگ اول به از صلح آخر &lt;br /&gt;بگیم :&lt;br /&gt;مذاکره اول به از مبارزه آخر&lt;br /&gt;نظرتون چیه کمی محتوای فیلم ها رو بسمت تعالی و تکامل ارتباطات درونی و بیرونی پیش ببریم؟&lt;br /&gt;بهتره کمی به حال و هوای اعضاء یک تیم فکر کنیم که &lt;br /&gt;همه به فکر بردن با همدیگرند &lt;br /&gt;و نه بردن از همدیگر.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;شما هم به عنوان یک هموطن بخونید و نظر بدید:&lt;/p&gt;
&lt;table dir="rtl" border="0" cellpadding="0"&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top"&gt;
&lt;table dir="rtl" border="0" cellpadding="0" align="left"&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td width="200"&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;&amp;nbsp;&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;پاسخ صریح حامد بهداد به حرف های فریبرز&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;عرب نیا در برنامه &amp;laquo;هفت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&amp;raquo;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-26-pid-5228.html"&gt;اینها که گفتید مشخصات "خلیل عقاب" است نه بازیگر سینما / بر این عقیده ام که نقطه ضعف سریال مختار شیوه بازی شماست&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img style="FLOAT: left" src="http://images.persianblog.ir/394882_yBsTuZLO.jpg" alt="" width="208" height="159" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;سینمای ما-&lt;/strong&gt; فریبرز عرب نیا در اولین&lt;img style="FLOAT: right" src="http://images.persianblog.ir/394882_e0CHEOgw.jpg" alt="" width="228" height="155" /&gt; حضورش در برنامه هفت حرف های مختلفی زد که چند نفر از اهالی سینما هم مورد نقد و کنایه حرف هایش قرار گرفتند. یکی از این چهره ها حامد بهداد بود که در واکنش به این حرف های عرب نیا یادداشتی را در اختیار روزنامه روزگار قرار داده است. متن این یادداشت تند و صریح را بخوانید: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شنیده ام در برنامه ی هفت در جهت تغییر مسیر فرهنگی سینمای جهان، افاضاتی ایراد کرده&amp;zwnj;اید و پای از گلیم ادب فراتر نهاده، به قصد اهانت، تلویحا مرا بازیگری مجنون و به دور از اصول اخلاق حرفه ای که به فکر سرنوشت مردم نیست، خوانده اید. ظاهراً نامی هم از مارلون براندو برده بودید. از صنعت ایهام استفاده کردید یا دغدغه ی ادب داشتید؛نمی دانم. اما شما که با بدعنقی فضای کاری را عصبی و زشت می کنید، دم از اخلاق حرفه ای نزنید!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;فضای فرهنگی به شدت با سانسور مواجه است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;متولی رسانه نمی داند به جای فرصت دادن به لودگی فکری ،باید فضایی برای تنفس فکری تدارک ببیند&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;وگرنه تلویزیون جای گره گشایی شخصی نیست که اجازه ی اهانت به دیگران را به امثال شما بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اینها، همه از عدم تمرین صحیح آزادی بیان است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اما شما هم گویا گرفتار توهم سختی شده اید. اینکه مردم به تماشای سریال مختار می نشینند، ربطی به توانایی محدود شما در بازیگری و ایفای نقش مختار ندارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کرور کرور پول نفت از بودجه کشور هزینه ی ساخت سریال های تلوزیونی می شود تا مردم با تماشای اعتقاداتشان به وجد بیایند. شاید هر بازیگر دیگری هم جای شما بود از اینهمه مواجهه با واکنش عمومی دچار توهم می شد. والا شما قبل از مختار کجا بودید و بعد از آن کجا هستید؟ شکلات داغ؟! مدهوش آن یال و کوپال و اسب و درشکه ی آراسته به صنعت گریم و طراحی نشوید. غره به دوبله ی سریال در چند کشور عربی نیز نباشید و وهم جهانی ورتان ندارد. شما خیلی کمتر از آن هستید که بخواهید از موضع یک مدعی العموم درباره سرنوشت مردم اظهار نگرانی کنید. مگر شما متولی امور فرهنگی هستید؟ مگر نماینده اخلاق جامعه اید؟ مگر سینمای ایران به شما نمایندگی داده است؟چه کرده اید؟ چه کسی به شما این اجازه را داده که در قالب اظهار نظر به تخریب دیگران بپردازید ؟ مگر شما بیش از یک هنرپیشه بیشتر هستید؟ آنهم با تحصیلاتی عادی و سوادی اندک در حوزه ی بازیگری و مطالعاتی مقدماتی و عمومی در حد کارلوس کاستاندا و دون خوان. نکند توهم فرهنگی بودن و روشن بینی دارید؟! پس تکلیف فلاسفه و جامعه شناسان و انسان شناسان و زبان شناسان و محققان چه می شود؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کسانی که سینمای ایران و جهان را به صورتی جدی دنبال می کنند،&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;هیچ جایگاهی برای امثال من و شما قائل نیستند&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;و اگر من درباره ی براندو زیاد می گویم ، به دلیل آنست که الگوی صحیح بازیگری را معرفی کرده باشم تا دانشجویان و علاقمندان بازیگری به واسطه هنرپیشه ای چون شما در جزیره ای کوچک محدود و گرفتار نشوند. اتفاقا بر این عقیده ام که نقطه ضعف سریال مختار شیوه ی بازی شخص خود شماست. از طرفی آن چنان دم از اخلاق حرفه ای می زنید که انگار همین دیروز از هالیوود به تهران آمده اید. فراموش نکرده&amp;zwnj;ام سر صحنه ی فیلم جرم حتی حرمت آقای کیمیایی را نگاه نداشتید و در حضور جمع به من که بازیگر آن فیلم و آماده ی برداشت پلان بودم، اهانت کردید و باعث هدر رفتن یک روز کاری آن پروژه شدید. آیا شما اخلاق حرفه&amp;zwnj;ای د ارید؟ این بود پاسخ زحمات اقای کیمیایی برای شما که اگر ایشان نبود شما همچنان در رده هنروران فیلم مسافران می&amp;zwnj;ماندید.کشید. شاید از توفیق دیگران رنج می برید. گفته اید که فلانی مجنون است،من افتخار می کنم که بازیگری مجنون هستم ،چون اصل جنون است و عشق است، نه آن مشخصات من درآوردی که برای بازیگر کامل شدن در برنامه ی هفت بر شمردید؛ از جمله "قدرت و اراده "، "پایمردی و شجاعت" و "آنکه در فضای تنگ نگنجد "وغیره .اینها که مشخصات "خلیل عقاب" است! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اتفاقا بدانید که بازیگری اگر به هنر می رسد، محصول پردازش درونی ضعف ها و ترس ها و اضطراب هاست. جناب آقای متوسط! عقیده ی خود را در قالب ادب بیان کنید و دیگر به خاطر یک حرف پیش پا افتاده از مارلون براندو درباره ی انعکاس نور مهتاب روی برکه ی منزلش، از خود بی خود نشوید. اگر دمل پشت گردن ندارید، سر بالا آورید و به خود ماه بنگرید یا اگر شوق عارفانه دارید کمی تذکره الاولیاء بخوانید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در انتها بهتر است به فکر سرنوشت خود باشید که آن اولی است............&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;&amp;nbsp;&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;منبع : روزنامه روزگار&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;برداشت از آدرس:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: left;" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://www.cinemaema.com/index.php?module=pagesetter&amp;amp;func=viewpub&amp;amp;tid=26&amp;amp;pid=5228"&gt;http://www.cinemaema.com/index.php?module=pagesetter&amp;amp;func=viewpub&amp;amp;tid=26&amp;amp;pid=5228&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://beinmigan.persianblog.ir/post/15</link>
      <author>منصورهمایونی نژاد</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=401932&amp;postID=7086567</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-401932.post-7086567</guid>
      <pubDate>Mon, 13 Jun 2011 02:34:19 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>به این میگن داستانی کوچک با مفاهیمی بزرگ و عمیق</title>
      <description>&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;پیامک زیبایی را دریافت کردم، شاید برای شماهم جالب باشه :&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;موش در خانه صاحب مزرعه، تله موش دید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;به مرغ، میش و گاوخبرداد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;همه گفتند: تله موش، مشکل توست و به ما ربطی ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;مار در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;از مرغ برایش سوپ ساختند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;میش را برای عیادت کنندگان سربریدند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;گاو را برای مراسم ترحیم کشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دراین مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد و&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;یادمون هست که :&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;ما انسانیم اما از اعمالمون چه خبر ؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;.............................................&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;داستان کامل:&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;موش از شکاف دیوار سرک کشید تا ببیند این همه سرو صدا برای چیست؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بودو بسته ای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز کردن بسته بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;موش لب هایش را لیسید و گفت:&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;ایکاش یک غذای حسابی باشد، اما همین که بسته را باز کردند&amp;rlm;&amp;rlm;ْ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد، چون صاحب مزرعه یک تله موش خریده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;موش با سرعت به مزرعه برگشت تا این خبر جدید را به همه حیوانات بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;او به هر کسی که می&amp;zwnj;رسید می&amp;zwnj;گفت توی مزرعه یک تله موش آورده اند، صاحب مزرعه یک تله موش خریده است.....&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;مرغ با شنیدن این خبر بالهایش را تکان داد و گفت:&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;آقای موش برایت متاسفم، از این به بعد باید خیلی مواظب خودت باشی، به هر حال من کاری به تله موش ندارم، تله موش هم ربطی به من ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;میش وقتی خبر تله موش را شنید، صدای بلند سر داد و گفت:&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;آقای موش من فقط می&amp;zwnj;توانم دعایت کنم که توی تله موش نیفتی، چون خودت خوب می&amp;zwnj;دانی تله موش به من ربطی ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;مطمئن باش که دعای من پشت و پناه تو خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;موش که از حیوانات مزرعه انتظار همدردی داشت به سراغ گاو رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اما گاو هم با شنیدن خبر، سری تکان داد و گفت من که تا حالا ندیدم یک گاو توی تله موش بیفتد!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;و این را گفت و زیر لب خنده&amp;zwnj;ای کرد و دوباره مشغول چریدن شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سرانجام موش نا امید از همه جا به درون سوراخش برگشت و در این فکر بود که اگر روزی در تله موش بیفتد چه می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;در نیمه های همان شب صدای به هم خوردن چیزی در خانه پیچید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و بسوی انباری رفت تا موش را که در تله افتاده بود، ببیند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;او در تاریکی متوجه نشد که آنچه در تله موش تقلا می&amp;zwnj;کرد، موش نبود بلکه یک مار خطرناکی بود که دمش در تله گیر کرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;همین که زن به تله موش نزدیک شد مار پایش را نیش زد و صدای جیغ و فریادش به هوا بلند شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;صاحب مزرعه با شنیدن صدای جیغ از خواب پرید و به طرف صدا رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;وقتی زنش را در این حال دید او را فوراَ به بیمارستان رساند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;بعد از چند روز حال وی بهتر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اما روزی که به خانه بازگشت هنوز تب داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;زن همسایه که به عیادت بیمار آمده بود،گفت: برای تقویت بیمار و قطع شدن تب او هیچ غذایی مثل سوپ مرغ نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;مرد مزرعه دار که خیلی زنش را دوست داشت فورا به سراغ مرغ رفت و ساعتی بعد بوی خوش سوپ مرغ در خانه پیچید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اما هرچه صبر کردند تب بیمار قطع نشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد می&amp;zwnj;کردند تا جویای سلامتی او شوند، برای همین مرد مزرعه دار مجبور شد، میش را هم قربانی کند تا با گوشت آن برای میهمانان عزیزش غذا بپزد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;روزها می&amp;zwnj;گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر می&amp;zwnj;شد. تا اینکه یک روز صبح، در حالیکه از درد به خود می&amp;zwnj;پیچید از دنیا رفت و خبر مردن او خیلی زود در روستا پیچید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;افراد زیادی در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;بنابراین، مرد مزرعه دار مجبور شد،از گاوش هم بگذرد و غذای مفصلی برای میهمانان دور و نزدیک تدارک ببیند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;حالا موش به تنهائی در مزرعه می&amp;zwnj;گردید و به حیوانات زبان بسته ای فکر می&amp;zwnj;کرد که کاری به تله موش نداشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;............................&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;به شیوه های مختلفی میشه نتایج بسیار زیبا و عمیقی از این داستان گرفت. از دستش ندید :-)&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://beinmigan.persianblog.ir/post/14</link>
      <author>منصورهمایونی نژاد</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=401932&amp;postID=7003662</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-401932.post-7003662</guid>
      <pubDate>Thu, 02 Jun 2011 19:01:08 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>به این میگن دکترشدن :-)</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;یکی از آشنایانم یکسال پیش دیپلم هم نداشت، جالب اینه که الان دکترشده، صادقانه میگم از پیشرفت همه دوستانم خوشحال میشم، ولی دراین فکرم که وای به حال افرادی که دارند مدارک شون را می خرند ولی به شایستگی هاشون اضافه نمی کنند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;و بیچاره مردمی که خودشون نمی تونند فکر کنند وهرکسی بانام دکترهرچی بگه، بهش میگند چشم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;تنها به فکر افرادی نباشیم که ادعا می کنند امام زمان هستند، بعضی از افراد هرچیزی را دارند با پول می خرند، مراقب باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;بدنبال چه کسانی راه افتاده ایم، چون پول از دست رفته را دوباره می توانیم بدست بیاوریم ولی عمر و آبروی مان را نه J&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://beinmigan.persianblog.ir/post/13</link>
      <author>منصورهمایونی نژاد</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=401932&amp;postID=6978711</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-401932.post-6978711</guid>
      <pubDate>Mon, 30 May 2011 15:14:24 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>به این میگن دوره های جذاب و کاربردی برای لذت بردن از قدرت های عظیم مغز</title>
      <description>&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;دوره های ویژه تقویت فکر، دل و روان (درهماهنگی با جسم) :&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;الف) مهارتهای یادگیری آسان و لذت بخش و بدون فراموشی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;ب) تقویت انواع هوش(هوش هیجانی، موسیقیایی و ...)&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;ج) تقویت آرامش، تمرکز و تجسم در زمان مطالعه&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;د) به یادآوردن سریع، بموقع و صحیح&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;ه) تقویت قدرت تجزیه و تحلیل مغز&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://beinmigan.persianblog.ir/post/12</link>
      <author>منصورهمایونی نژاد</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=401932&amp;postID=6729031</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-401932.post-6729031</guid>
      <pubDate>Mon, 25 Apr 2011 13:46:50 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>کارگاه های آموزشی ویژه فرهنگ خانوادگی (پیش و پس از ازدواج)</title>
      <description>&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;کارگاه های آموزشی ویژه فرهنگ خانوادگی (ویژه پیش و بعد از ازدواج) :&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;.......................&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;ویژه مجردین :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;1)شناخت افکار و احساسات فرد مورد علاقه از لحظه دیدار تا مراسم عروسی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;2)طی کردن بالغانه مراحل خواستگاری و سایرمرحله های رسمی پیش ازعقد&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;3)پیشگیری و رهایی از آسیب های عاطفی ارتباطات ناسالم قبل ازدواج&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;4)راهکارهایی ویژه، مناسب افرادیکه از سن ازدواجشان گذشته است&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;5)افزایش میزان جذابیت فردی برای جذب همسر شایسته و لایق&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;6)مدیریت روابط دختران و پسران در دانشگاه و جامعه&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;7)چگونه دیدار اولیه را به ازدواجی موفق تبدیل کنیم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;8)افزایش اعتماد به نفس در دختران و خانم ها&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;9)آشنایی با معضلات ازدواج موقت&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;..............................&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;ویژه متأهلین :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;1)ایجاد زندگی مشترک هدفمند و معنی دار(شناخت رسالت و مأموریت زوجین)&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;2)مهارتهای تبدیل تهدیدهای درونی و بیرونی به فرصت های خوشایند درخانواده&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;3)راهکارهای ایجاد تنوع در زندگی مشترک و رهایی از یکنواختی و روزمرگی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;4)شناخت بازی های زوجین باهمدیگردر شش ماهه اول و دوم ازدواج&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;5)پیشگیری از ایجاد طلاق (از حالت روانی تا رسیدن به سطح قانونی)&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;6)مهارت افزایش صمیمیت وصداقت در خانواده&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;7)افزایش عشق و علاقه بیشتر با اعضای خانواده&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;8)مدیریت ارتباطات و برخورد با خانواده همسر&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;9)مهارتهای برخورد با همسران بد قلق وناهنجار&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;10)پیشگیری و رهایی از دلزدگی زناشویی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;11)چگونه با همسر افسرده زندگی کنیم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;12)مدیریت زمان در خانواده&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;.........................&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;ویژه فرزندان :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;1)آموزش فرزندان بمنظورپیشگیری ازآسیب های اجتماعی(اعتیاد، روابط جنسی کنترل نشده، مهمانی های مخرب و....)&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;2)پرکردن شکاف تفکرات و احساسات بین والدین و فرزندان&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;3)راهکارهای رهایی از مشکلات تک فرزندی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;4)ایجاد صمیمیت بین فرزندان و والدین&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;5)چگونه فرزندانی خلاق تربیت کنیم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;.........................................&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;ویژه ازدواج های ناموفق:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;1)رهایی از مشکلات طلاق برای زوجین و ترمیم آسیب های ازدواج قبلی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;2)دوره ویژه بچه های طلاق از فروپاشی تا خلق زندگی سالم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;3)دوره توانمند شدن و آماده سازی برای ازدواج مجدد&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;4)ازدواج موفق فرزندان طلاق&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://beinmigan.persianblog.ir/post/11</link>
      <author>منصورهمایونی نژاد</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=401932&amp;postID=6712710</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-401932.post-6712710</guid>
      <pubDate>Fri, 22 Apr 2011 17:49:39 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>به این میگن کارگاه های آموزشی جدید ویژه فرهنگ شهروندی (فردی، اجتماعی و معنوی)</title>
      <description>&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;بنابه آخرین نظرسنجی و درخواست های شماعزیزان&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;کارگاه های جدید آموزشی ویژه فرهنگ شهروندی (فردی، اجتماعی و معنوی)&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;مجتمع سالم اندیشان خلاق&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;1) راهکارهای ایجاد تنوع در زندگی و رهایی از یکنواختی و روزمرگی (شور و شوق و انگیزه)&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;2) ایجاد زندگی هدفمند و معنی دار (رهایی از حالت سردرگمی، احساس پوچی و بی هدفی)&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;3) راهکارهای رهایی از فشارهای زندگی (شخصی، شغلی و خانوادگی)&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;4) بیاییم با هم دیگر بازی کنیم (نه اینکه همدیگر را بازیچه قرار دهیم)&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;5) مهارت های برخورد با افراد ناهنجار (بدقلق، پرخاشگر و زورگو)&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;6) چگونه کارهای عقب افتاده و معوقه را براحتی انجام دهیم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;7) بزرگ اندیشی (جهانی اندیشیدن ومنطقه ای عمل کردن)&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;8) مهارتهای حل مسائل زندگی (بصورت فردی و تیمی)&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;9) صمیمیت باخدا و تجربه آرامش در پناه توکل به او&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;10) دستیابی به اعتماد به نفس و امنیت خاطر پایدار&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;11) مهارتهای ایجاد بخشش، رهایی ازخشم وتنفر&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;12) دستیابی به قدرت دعا و مستجاب شدن آنها&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;13) راهکارهای پیشگیری و رهایی از افسردگی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;14) دست یابی به نشاط و شادابی با تغذیه سالم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;15) مهارت های رهایی از عادت های مزاحم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;16) رهایی از افکار مزاحم و خاطرات بد&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;17) بازیابی مراسم های سنتی ارزشمند&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;18) تکنیک رهایی از وابستگی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;19) فن بیان و گزارشگری&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;20) هنر و دانش مذاکره&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;21) مدیریت آرامش&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;22) هوش اجتماعی&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://beinmigan.persianblog.ir/post/10</link>
      <author>منصورهمایونی نژاد</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=401932&amp;postID=6712583</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-401932.post-6712583</guid>
      <pubDate>Fri, 22 Apr 2011 17:46:17 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>کارگاه های آموزشی جدید ما ویژه فرهنگ سازمانی</title>
      <description>&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a href="http://beinmigan.persianblog.ir/post/9/"&gt;&lt;strong&gt;کارگاه های آموزشی جدید مجتمع سالم اندیشان خلاق ویژه فرهنگ سازمانی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;دوستان عزیز بنابه درخواست شما عزیزان دوره های جدید آماده اجرا شدند :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;کارگاه های آموزشی جدید ویژه فرهنگ سازمانی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;1) جلسات گپ و گفتگوهای علمی کاربردی با الگوهای موفق کسب و کار در ایران&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;2) مهارتهای مسئولیت پذیری، متعهد و پاسخگو بودن در محیط های کسب و کار&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;3) مهارتهای حل تعارض بین پرسنل سازمان ها و بنگاه های اقتصادی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;4) مهارتهای خلاقیت و نوآوری کاربردی در کسب وکار(triz)&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;5) مهارت های ساختن تیم های کارآفرین ورهبری آنها&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;6) راهکاری موفق شدن در مصاحبه های استخدامی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;7) هوش اجرایی (از فارغ التحصیلی تا درآمدزایی)&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;8) راهکارهای انتخاب پرسنل شایسته و کارآمد&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;9) راهکاری موفقیت کارآفرینان بین المللی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;10) شیوه برخورد با افراد تازه استخدام شده&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;11) مشخص کردن شغل های مناسب افراد&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;12) توسعه و گسترش کسب و کار&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;13) ایجاد تعادل در کار و زندگی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;14) مدیریت استراتژیک&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;15) مدیریت بر ارزشها&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;16) مدیریت ریسک&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;17) مدیریت بحران&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;18) مدیریت زمان&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://beinmigan.persianblog.ir/post/9</link>
      <author>منصورهمایونی نژاد</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=401932&amp;postID=6712499</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-401932.post-6712499</guid>
      <pubDate>Fri, 22 Apr 2011 17:15:12 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>به این میگن فیلمی که درمانگری را بخوبی به تصویر کشیده "سخنرانی پادشاه"</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;سه شنبه شب گذشت و روز چهارشنبه 10 فروردین سال 90 &amp;nbsp;از تاریکی می گذشت تابسمت روشنایی بره.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;بعد از تموم شدن سریال های لاست و فرار از زندان و 24&amp;nbsp; و جریکو و گروگان و 4400&amp;nbsp; نوبت رسیده بود به دیدن فیلم سخنرانی پادشاه که یکی از هنرجویان عزیزم "علی علم آموز (دانشجوی رشته دکترا)" بهم داده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&lt;img src="http://images.persianblog.ir/394882_OPMUP44X.jpg" alt="" width="332" height="209" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;این فیلم تعداد زیادی خاطره را توی ذهنم بازکرد که برای شماهم می نویسم شون و خوشحال میشم شماهم برای من تجربیات تون را به مشارکت بگذارید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;این خاطرات از زمان کودکی و نوجوانی ام شروع میشه تا دوران جوانی ام که از سخنرانی در جمع ترس داشتم تا آن زمانی که تونستم جلوی 3600 &amp;nbsp;نفر سخنرانی کنم و این تغییر برای خودم و بقیه شگفت انگیز بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;در ابتدای فیلم یاد برنامه هام افتادم که توی اتاق بزرگ ضبط برنامه های رادیوییه سازمان صداوسیمای اصفهان در جایگاه کارشناس علمی در سالهای حدود 1378 اجراء می کردم و در انتهای فیلم یاد اجرای برنامه های زنده ام در سازمان صدا و سیمای تهران افتادم که یکی از اونها برنامه زیبای تهران در شب بود که بدون هیچ تأخیری در رادیو پخش میشد و اینکه بطورکاملاٌ مستقیم بمحض صحبت کردن، صدای خودم را از رادیو توی گوشم می شنیدم برام جذاب بود. همچنین صحنه های ضبط برنامه جلوی دوربین های صداوسیما برای پخش شدن در تلویزیون در استودیو و ...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;یاد یکی از عزیزان مسئول کشورمون افتادم که همین مشکل را داشت (سخنرانی در جمع) و من باهاشون بطور خصوصی کار می کردم و به لطف خدا پیشرفت های فوق العاده شو دیدم و خدمات وسیع تر از قبلی که به مردم کرد قابل ستایش بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;وهمینطور یاد هنرجویان قبلی ام افتادم که حتی از بودن در جمع و نشستن در بین مردم می ترسیدن و من اونقدر راحت بطور اجرایی باهاشون کار می کردم که به جایی می رسیدند که براحتی به میل خودشون میکروفن را می گرفتند و جلوی جمع صحبت می کردند.فیلمی در سینمای خانواده می دیدم&amp;nbsp; و همزمان فیلمی از زندگی خودم در ذهنم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;جالب اینکه امشب تیتر شورای سیاست گذاری سلامت صداوسیما را در سریال جالب موج و صخره باجلب توجه بیشتری "بزرگتر از قبل" دیدم و مجموع همه اینها باعث شد که به ساخت فیلم های پرمحتواتری در ایران بطورجدی تر از قبل فکر کنم، تا انشاالله به جایی برسیم که به فرهنگ و هنر سرشار از علم مون بیش از پیش افتخار کنیم و همچنین به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که فرهنگ سلامت جامعه را بیش از وضعیت فعلی در تولیداتش ترویج می ده و افکاری بزرگتر از این هایی که فعلاٌ هست " سلامت فقط در حوزه بیمار نبودن" &amp;nbsp;بلکه شخصیت سالم تراوش دهنده آرامش و عشق و دیگرخصوصیات مثبت انسانی را به تصویر می کشه.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&lt;img src="http://images.persianblog.ir/394882_qDSGKkM7.jpg" alt="" width="303" height="192" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;شروع فیلم از سال 1925 هستش زمانیکه پادشاه از دومین پسرش"دوک یورک" می خواد که سخنرانی مراسم افتتاحیه جشن پادشاهی در ومبلی لندن را برگزار کنه ولی نمی تونه.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&lt;img src="http://images.persianblog.ir/394882_i20zucyS.jpg" alt="" width="305" height="289" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;مراحل گذر از این فوبیا و لکنت زبان با تکنیک های ماهرانه مربی اش پراز نکته های جذاب و کاربردیه که فردا شب راجع بهش می نویسم چون دیگه الان ساعت حدود 6 صبحه و طبیعتاٌ خوابم میاد &lt;img title="لبخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/1.gif" border="0" alt="لبخند" /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://beinmigan.persianblog.ir/post/8</link>
      <author>منصورهمایونی نژاد</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=401932&amp;postID=6590478</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-401932.post-6590478</guid>
      <pubDate>Wed, 30 Mar 2011 02:34:36 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>به این میگن نشون دادن زیبای یک مفهوم ذهنی در قالب فیلم در سریال قهرمانان</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;اگه میشد سریال های تولیدی ایرانی هم کمی پرمحتوا تر از این هایی که هست میشد&amp;nbsp;چقدر ما شاهد&amp;nbsp;افکار و رفتار و فرهنگ عالی تری در بین مردم مون بودیم.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;درحالیکه اکثر مردم به ظواهر فیلم ها (بخصوص فیلم های هالیوودی) نگاه می کنند من تلاش می کنم که اونها را با لذت درک عمیق مفاهیم فیلم آشنا کنم و با کسانیکه مثل خودم علاقه به عمق مفاهیم فیلم ها دارن دانسته ها و برداشت هام رو شریک بشم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;عصر روز دوشنبه 8 فروردین سال 1390 درحالیکه برای رفتن به عید دیدنی آماده میشدیم، برنامه شبکه اول "سینما یک" را می دیدم و به نظرات منتقد سینما جناب آقای سعیدمستغاثی و کارشناس مجری برنامه جناب آقای کوروش سلیمانی نگاه می کردم، اگرچه انتظار داشتم بیشتر از این به حرف همدیگه گوش بدهند و به حرف های هم هجوم نیارند ولی باتمرکز به وجوه مثبت اون برنامه شنیدم که از داشتن صحنه های مردمانی با قدرتهای عجیب ماورایی که در سیستم هالیوودی ساخته میشه بیشترصحبت می کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;درباره فیلم هایی مثل مکس پین،ایکس من،قهرمانان،شگفت انگیزها، بت من و امثال اینها.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پس درنظرگرفتم درباره یکی از قسمت های فیلم قهرمانان، کمی عمیق تر در وبلاگم بنویسم، به این امید که بتونم در فضای رشد هموطنانم برای درک عمیق تر مفاهیم این فیلم ها مشارکتی داشته باشم و با بقیه عزیزان علاقمند در این حوزه نیز بیشتر آشنا شوم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;تصمیم گرفتم از فصل هفده سریال قهرمانان "با نام دیوار" شروع کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;به آدرس:&amp;nbsp; S:4/E:18&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;" Chapter seventeen of heroes&amp;nbsp;&amp;nbsp; " the wall&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;img src="http://images.persianblog.ir/394882_0EkFJriA.jpg" alt="" width="223" height="167" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;در این قسمت، داستان اینه که : مت پارکمن&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&lt;img src="http://images.persianblog.ir/394882_v6gHSPZb.jpg" alt="" width="200" height="290" /&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;داخل ذهن سایلار نفوذ می کنه&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;img src="http://images.persianblog.ir/394882_AtBnuh7y.jpg" alt="" width="176" height="240" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;و اون را داخل کابوس وحشتناکش گیرمی اندازه، در نتیجه اون توی دنیای ذهنی خودش گیر می افته. در یک جهانی که همه قدرتها را داره ولی در عذابه چونکه&amp;nbsp; خودش تک و تنهاست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;در این شرایط بخاطر اینکه تنهاست و کسی نیست که بتونه آزارش بده در درون خودش با آشفتگی های قبلیش خودشو آزار میده.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر می خواد اون را از این زندان ذهنیش آزاد کنه، ولی مت می ترسه که نکنه خودش هم اونجا گیر کنه&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&lt;img src="http://images.persianblog.ir/394882_RURMAdUK.jpg" alt="" width="268" height="353" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;پیتر در جهنم ذهنی سایلار گیرمی افته.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;در این جهنم اون فردی تنهاست که تعمیرکار ساعته.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر میگه : برای بیرون آوردنت از اینجا اومدم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;ولی سایلار میگه : این غیر ممکنه، من سه ساله دارم تلاش می کنم از اینجا دربیام ولی نمیشه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر میگه : تو فقط سه ساعته که اینجایی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;و سایلار "در ناباوری کامل" بهش میگه : تو واقعی نیستی،این فقط ساخته ذهنمه و این مغزمه که داره منا بازی میده،این قسمتی از مجازات منه و در این فضای ذهنی اون را دشمن می بینه و میگه نمی گذارم آزارم بدی.اگه دنبالم بیای میکشمت و ازش فرار میکنه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر میگه: آروم باش من دارم حقیقت رو بهت میگم، من اومدم از اینجا ببرمت بیرون و سایلار علاقمند میشه که بدونه چرا مرتباٌ داره اینو بهش میگه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر شروع میکنه به گفتن آخرین اتفاقاتی که برای سایلار افتاده تا به اینجا رسیده که اون حس میکنه مواردی از اعماق ذهنش در خونه مت پارکمن داره یادش میاد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;و در ادامه پیتر از آخرین خاطرات ذهنی اش می پرسه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار میگه : می خواستم زندگیم تغییر کنه، چونکه از پیش بینی زندگی در تنهاییش می ترسید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر میگه : من قدرت فردی را که تو رو تونسته اینجا بیاره گرفتم و حالا می تونم تو را از اینجا ببرم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار "که تا اینجای سریال نمادی از شرارت بوده"&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;از پیتر "که نمادی از انسانی خیرخواه و مثبت بوده" باتعجب ازش می پرسه : چرا می خواد نجاتش بده درحالیکه برادرش را کشته؟ و پیتر میگه چون می خوام کمکم کنی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;برای اثبات حرفش میگه: می تونستم همین جا بگذارم بمونی تا بپوسی ولی بهش میگه اومدم که اون دختری که دوستش دارم را نجاتش بدیم و بهش می فهمونه که نجات اون یعنی نجات هزاران انسان.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار اگرچه از این وضعیت ناراحته و می خواد از این جهنم ذهنیش رها بشه ولی با شناختی که از خودش داره میگه : من اونی نیستم که نجات دهنده باشم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر با تکیه برشهودی که در خواب دیده و به درست بودنش ایمان داره میگه تو " نجات دهنده" هستی و می تونی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار وسیله ای که برای کشتن پیتر دستش گرفته را رها می کنه و میگه واقعاٌ فکر میکنی می تونی ما را از اینجا ببری بیرون.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;درحالیکه می خواد ایمان پیتر را در عمل تست کنه میگه تلاش کن، زودباش ...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر با استفاده از قدرتی که از مت و ناکامورا گرفته تلاش می کنه ولی اتفاقی نمی افته و سایلار میگه ما برای همیشه اینجا گیرافتادیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;مدتی در حس و حال ناراحتی میگذره و درجایی که هردوی اونها می خواهند از آنجا بروند، پیتر به سایلار میگه : باید تمرکز کنی تا بتونیم از اینجا خارج بشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار طبق معمول درفضای منفی ذهنی به پیتر میگه : اون دختر و بقیه مردم همه مردن به غیر از من و تو .&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر میگه تنها چیزی که واقعیه ماییم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار عصبانیتش را از بابت ناراضی بودن از ماندن در این جهنم ذهنی به پیتر اعلام می کنه&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;و پیتر میگه : تو نمی خوای از اینجا بری بیرون.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سالار میگه : شاید من لایق اینهمه تنهایی باشم. این پوچی را نتیجه اعمال قبلیش میدونه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر میگه : تو لایق این وضعیت "عذاب آور" بودی ولی اگه میخوای "دیگه" الان از این فضا بیای بیرون باید به من کمک کنی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار کیفش رو می اندازه و نشون میده که الان در برابر توصیه های پیتر تسلیمه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر وارد فضای ذهنی سایلار شد بانیت کمک رسوندن به معشوقش و برای زنده موندن بقیه آدم ها و حالا یا باید سایلار را متقاعد کنه که به او کمک کنه یا مجبوره باهاش توی اون زندان ذهنی بمونه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;وقتی هردو برای خروج از اون محل متحد میشن ناگهان دیواری را می بینند که اگه از اون رد بشن به فضای آزادی می رسن.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر "به تنهایی" درحال کوبیدن پتک به دیواره درحالیکه سایلار هیچ کمک فیزیکی نمی کنه بهش میگه: باید چیزی بخوری&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر میگه : نه خوراک و نه خواب و هیچی نمی خوام.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار می پرسه: امروز پیشرفتی کردی؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;و پیتر میگه نه درست مثل دیروز و روزهای قبل تر.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر میدونه هیچی هیچ فرقی نکرده ولی به سایلار میگه : نمی خوام بهم بگی چقدر از این تلاشم گذشته (پیشگیری میکنه از نامید شدنش).&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار نگرانه که اولاٌ اون دیگه نمی تونه ضربه بزنه و دوم اینکه پیتر تا چه حدی می تونه دوام بیاره؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر میگه : تا جایی که جا داشته باشه تلاش می کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار با استفاده از خاطرات قبلی مشترک برادرش با پیتر میگه : این رفتارت مثل قبله که ...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;و در این لحظه پیتر "با ناراحتی و خشم" بهش میگه : این افکار مال برادرمه و تو کوچکترین شباهتی بهش نداری.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار میگه : از بابت کشتن برادرت متأسفم و ناراحته از بابت اینکه اون را ازش گرفته.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر میگه : این کلمه (متأسفم) اون را به من برنمی گردونه و هیچی رو عوض نمی کنه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار با عصبانیت میگه : درسته هیچی را عوض نمی کنه (اون را بر نمی گردونه) و میگه ما برای همیشه در اینجا گیر افتادیم ( اگه توی این فضای ذهنی باشیم)&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;و دیگه نمی تونم تحملش کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر کپی کتاب ستون های زمین را به سایلار میده و تولد ذهنیش رو تبریک میگه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;بهش میگه : خوشحالم که من رو تحمل کردی، منو دیوونه نگه داشتی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار میگه : میخوای یه چیز عجیب بشنوی، هربار که اون چیز رو برمی داری، فکر می کنم میخوای من رو با اون تا میخورم بزنی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر تأییدش میکنه و میگه : چونکه تو همینی هستی که همیشه بودی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;ایکاش می تونستم عذرخواهیت رو قبول کنم، ولی اگه ببخشمت، اونوقت نمی تونم کار درست را باهاش انجام بدم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار میگه : اگه این عصبانیت را بریزی دور، میترسی برای همیشه از دست بدیش؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پس تمام مدت اینا را نگه داشته بودی؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پیتر میگه: احساس میکنم داره کمرنگ میشه ولی ... بعدش که به تو نگاه میکنم و می بینم که اونو میکشی. تو برادرم را از من دور کردی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار میگه : نمی دونم برای چندسال باهم اینجا بودیم ولی من تغییر کردم.عوض شدم. دیگه به هیچ کسی آسیب نمی زنم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;و این همه مدت تو می ترسیدی که من برم بیرون.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سایلار اینبار در چشم پیتر نگاه میکنه و میگه: من دیگه اون آدم قبل نیستم پیتر، اینو میدونی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;و پیتر تأییدش میکنه و میگه : میدونم نیستی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;و اینجاست که پس از اینهمه ضربه زدن بی اثر،&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پس از تأیید پاک شدن سایلار&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اولین ضربه اش&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اثرش را "برای شکستن این دیوار و رسیدن به فضای آزادی از این جهنم ذهنی" می گذاره.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;تا این لحظه سایلار فقط شاهد تلاش پیتر برای شکستن این دیوار بود و اگه پیتر ایمانش را حفظ نمی کرد، کار به اینجا "که همکاری سایلار شروع بشه" نمی کشید. رهایی از شک ها و تردید های موجود در عمق ناخودآگاه هردوی آنها، باعث شد بسمت رهایی از این جهنم ذهنی بروند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;او خسته شد، از غذا خوردن و خوابیدن و هرخواسته دیگری گذشت اگرچه مطمئن نبود که آینده کارش چه خواهد شد، ولی هر ضربه ای که می کوبید سبب خالی شدن خشمهای پنهانیش میشد و بیرون آمدن ناراحتی هایی که در اعماق ناخودآگاهش باقی مانده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اینجاست که هردوباهم با پتک هایشان ضربه می زنند و به نور می رسند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;به رهایی از این جهنم ذهنی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;از درون خود با چشم های بسته (و فکر کردن محض) بیرون می آیند و باچشم های باز به دنیای بیرون "و انجام اعمال صحیح" تغییر وضعیت می دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اونجاست که هرچه هست را همانطورکه هست بطور واحد (مشترک) یکسان می بینند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;در متن بعدی راجع به نکاتی که این قسمت از سریال با تصاویری بسیار جذاب به بینندگانش نشان می دهد صحبت خواهم کرد.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://beinmigan.persianblog.ir/post/6</link>
      <author>منصورهمایونی نژاد</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=401932&amp;postID=6586710</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-401932.post-6586710</guid>
      <pubDate>Tue, 29 Mar 2011 02:09:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>به این میگن 3 فروردین متحول کننده</title>
      <description>&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: center; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-family: &amp;quot;B Zar&amp;quot;; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;3 فروردین سال قبل درکجای مسیر زندگی مان بودیم؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;حتماٌ شنیدید که بهترین دوست هرکسی یا بدترین دشمن هرکسی خود خود خودشه ؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;img src="http://images.persianblog.ir/394882_K6Cg2tD4.jpg" alt="" width="214" height="143" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;پس بیاید صادقانه باخودمون بررسی کنیم، پیشرفت های ما بدلایل کدامیک از نقاط قوت های ما بوده اندو &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;شکست ها و پیشرفت های کمتراز حد مورد انتظارمان بخاطر ضعف های ما در چه مواردی بوده اند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;چون هرچه زودتر آنها را بشناسیم می توانیم سریعتر برآنها غلبه کرده و آنها را رفع کنیم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;اول از خودم شروع می کنم وبعداز آن منتظر پیام های جذاب شما هستم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;الف) بعد حرفه ای : &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;می خواستم در این سال برای دوره های کارگاهی ام مربی های بیشتری را پرورش دهم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;مربی هایی که واقعاٌ در تدریس به شیوه کارگاهی توانمندباشند ونه اینکه فقط دوره ای را طی کرده و دلشان به برگه ای با جوهرهای رنگی بنام مدرک فارغ التحصیلی خوش باشد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: center; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;وحالا کجاییم؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;این افراد درحال طی دوره پیشرفته مدیریت زندگی اند و درحال آماده شدن برای رسیدن به دوره مربیگری&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;افرادی که به ویژگی های روحانی انسانی نزدیک ترند و ارزش سرمایه گزاری دارند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;ب) بعد معنوی:&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;به اساتید معنوی شایسته جامعه نزدیکتر از قبل شدم ولی فضاهای بیشتری برای کار در این حوزه بیکران دارم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;ج) بعد خانوادگی : &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;باهمسرم هماهنگ تر شدیم و برای پدرشدن آماده تر شدم &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: 'B Zar'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-char-type: symbol; mso-symbol-font-family: Wingdings;" dir="ltr"&gt;&lt;span style="mso-char-type: symbol; mso-symbol-font-family: Wingdings;"&gt;J&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;د) بعد اجتماعی :&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;دراجتماع بخاطر صداقتم با مردم و نیات و تفکر و اعمالم براساس تفکر برنده- برنده 5 بعدی (بنا بربازخوردهایی که گرفتم) محبوب تر شدم و متواضع تر برای دریافت انتقادها و پیشنهادات سازنده شان &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: 'B Zar'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-char-type: symbol; mso-symbol-font-family: Wingdings;" dir="ltr"&gt;&lt;span style="mso-char-type: symbol; mso-symbol-font-family: Wingdings;"&gt;J&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;ه) و در بعد شخصی ام :&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;مطالعاتم در زمینه کارتخصصی ام (مدیریت بهبود کیفیت زندگی) به روز شده.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;در ورزش شنا باپشتکار بیشتری پیش رفتم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;برای رشد در موسیقی پیانو آماده تر شدم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;برای تقویت زبان انگلیسی ام جاری شدم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: center; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;چه عواملی مانع رشد بیشترمان شدند؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;افراد تنگ نظر و کوته فکری که برای دیگران &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri;" lang="FA"&gt;" &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;قدرت امضاء و تصمیم گیری&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri;" lang="FA"&gt;"&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt; دارند ولی بدلیل انجام رفتارهایی براساس سلیقه ها و عقده ها و کمبودهای شخصی شان &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri;" lang="FA"&gt;" &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;و نه براساس سیستم ارزشی صحیح برنده- برنده 5 بعدی&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri;" lang="FA"&gt;" &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;مانع رشد خودشان و مردمی می شوند که مجبورند &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri;" lang="FA"&gt;"&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;داخل فضای ذهنی تونلی&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri;" lang="FA"&gt;" &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;این افراد بسوزند و بسازند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;بهتره در سال جدید برای تقویت قدرت خودرهبری و رهبری و مدیریت اطرافیان مون&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;در عمل بیش از قبل &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri;" lang="FA"&gt;"&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;برای خود، خانواده، سازمان و مردم جامعه مان&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri;" lang="FA"&gt;" &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;به جمله ارزشمند زیر دقت کنیم :&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;رهبری یعنی گسترش افق دید پیرو&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;برکشیدن و بالابردن عملکرد او &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و ساختن شخصیتی فراسوی محدودیت هایش.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; font-family: &amp;quot;B Zar&amp;quot;; font-size: 16pt; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;img src="http://images.persianblog.ir/394882_d7kgFhV2.jpg" alt="" width="150" height="200" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;پیشنهاد می کنم در این ایام کتاب مدیریت کوروش بزرگ را&amp;nbsp;بخوانید و از سلامت و اقتدار روانی اش لذت ببرید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;تراوشی از صلح درونی اش در عملکردش هویدا بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;به بودنش افتخار کنیم. از او الگوبرداری کنیم و در عمل حتی بهتراز او باشیم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; margin: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;مشتاق خواندن پیام های زیبای تان هستم.دراین وبلاگ و یابه آدرس ایمیل: &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: 'B Zar';" dir="ltr"&gt;mhn1170@yahoo.com&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://beinmigan.persianblog.ir/post/5</link>
      <author>منصورهمایونی نژاد</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=401932&amp;postID=6509794</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-401932.post-6509794</guid>
      <pubDate>Wed, 23 Mar 2011 12:35:02 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
