به این میگن .../salemandish.com

به این میگن فیلمی که درمانگری را بخوبی به تصویر کشیده "سخنرانی پادشاه"

سه شنبه شب گذشت و روز چهارشنبه 10 فروردین سال 90  از تاریکی می گذشت تابسمت روشنایی بره.

بعد از تموم شدن سریال های لاست و فرار از زندان و 24  و جریکو و گروگان و 4400  نوبت رسیده بود به دیدن فیلم سخنرانی پادشاه که یکی از هنرجویان عزیزم "علی علم آموز (دانشجوی رشته دکترا)" بهم داده بود.

این فیلم تعداد زیادی خاطره را توی ذهنم بازکرد که برای شماهم می نویسم شون و خوشحال میشم شماهم برای من تجربیات تون را به مشارکت بگذارید.

این خاطرات از زمان کودکی و نوجوانی ام شروع میشه تا دوران جوانی ام که از سخنرانی در جمع ترس داشتم تا آن زمانی که تونستم جلوی 3600  نفر سخنرانی کنم و این تغییر برای خودم و بقیه شگفت انگیز بود.

در ابتدای فیلم یاد برنامه هام افتادم که توی اتاق بزرگ ضبط برنامه های رادیوییه سازمان صداوسیمای اصفهان در جایگاه کارشناس علمی در سالهای حدود 1378 اجراء می کردم و در انتهای فیلم یاد اجرای برنامه های زنده ام در سازمان صدا و سیمای تهران افتادم که یکی از اونها برنامه زیبای تهران در شب بود که بدون هیچ تأخیری در رادیو پخش میشد و اینکه بطورکاملاٌ مستقیم بمحض صحبت کردن، صدای خودم را از رادیو توی گوشم می شنیدم برام جذاب بود. همچنین صحنه های ضبط برنامه جلوی دوربین های صداوسیما برای پخش شدن در تلویزیون در استودیو و ...

یاد یکی از عزیزان مسئول کشورمون افتادم که همین مشکل را داشت (سخنرانی در جمع) و من باهاشون بطور خصوصی کار می کردم و به لطف خدا پیشرفت های فوق العاده شو دیدم و خدمات وسیع تر از قبلی که به مردم کرد قابل ستایش بود.

وهمینطور یاد هنرجویان قبلی ام افتادم که حتی از بودن در جمع و نشستن در بین مردم می ترسیدن و من اونقدر راحت بطور اجرایی باهاشون کار می کردم که به جایی می رسیدند که براحتی به میل خودشون میکروفن را می گرفتند و جلوی جمع صحبت می کردند.فیلمی در سینمای خانواده می دیدم  و همزمان فیلمی از زندگی خودم در ذهنم.

جالب اینکه امشب تیتر شورای سیاست گذاری سلامت صداوسیما را در سریال جالب موج و صخره باجلب توجه بیشتری "بزرگتر از قبل" دیدم و مجموع همه اینها باعث شد که به ساخت فیلم های پرمحتواتری در ایران بطورجدی تر از قبل فکر کنم، تا انشاالله به جایی برسیم که به فرهنگ و هنر سرشار از علم مون بیش از پیش افتخار کنیم و همچنین به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که فرهنگ سلامت جامعه را بیش از وضعیت فعلی در تولیداتش ترویج می ده و افکاری بزرگتر از این هایی که فعلاٌ هست " سلامت فقط در حوزه بیمار نبودن"  بلکه شخصیت سالم تراوش دهنده آرامش و عشق و دیگرخصوصیات مثبت انسانی را به تصویر می کشه.

شروع فیلم از سال 1925 هستش زمانیکه پادشاه از دومین پسرش"دوک یورک" می خواد که سخنرانی مراسم افتتاحیه جشن پادشاهی در ومبلی لندن را برگزار کنه ولی نمی تونه.

مراحل گذر از این فوبیا و لکنت زبان با تکنیک های ماهرانه مربی اش پراز نکته های جذاب و کاربردیه که فردا شب راجع بهش می نویسم چون دیگه الان ساعت حدود 6 صبحه و طبیعتاٌ خوابم میاد لبخند

+   منصورهمایونی نژاد ; ٦:٠٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٠

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir